☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا — مهمان صاحب‌دولتم که دولتش پاینده با

بر خوان شیران یک شبی بوزینه‌ای همراه شد — استیزه‌رو گر نیستی او از کجا شیر از کجا

بنگر که از شمشیر شه در قهر‌ِمان خون می‌چکد — آخر چه گستاخی است این والله خطا والله خطا

گر طفل شیری پنجه زد بر روی مادر ناگهان — تو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را

آن کاو ز شیران شیر خوَرْد‌، او شیر باشد نیست مرد — بسیار نقش آدمی دیدم که بود آن اژدها

نوح ار چه مردم‌وار بُد طوفان مردم‌خوار بُد — گر هست آتش ذره‌ای آن ذره دارد شعله‌ها

شمشیرم و خون‌ریز من‌، هم نرمم و هم تیز من — همچون جهان فانی‌ام ظاهر خوش و باطن بلا

← Önceki 10 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı