← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۲۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر — پسته لعل برگشا تا نشود گران شکر
ساقی روح چون توی کشتی نوح چون توی — تا که تهیست ساغرم خون چه پرست این جگر
طعنه زند مرا ز کین رو صنمی دگر گزین — در دو جهان یکی بگو کو صنمی کجا دگر
آن قلمی که نقش کرد چونک بدید نقش تو — گفت کههای گم شدم این ملکست یا بشر
جان و جهان چرا چنین عیب و ملامتم کنی — در دل من درآ ببین هر نفسی یکی حشر
عشق بگوید الصلا مایده دو صد بلا — خشک لبی و چشم تر مایده بین ز خشک و تر
چونک چشیدی این دو را جلوه شود بتی تو را — شهره یکی ستارهای بنده او دو صد قمر
فاش بگو که شمس دین خاصبک و شه یقین — در تبریز همچو دین اوست نهان و مشتهر