← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۶۷
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر — جان سپر کردم ولیکن تیر کم زن بر سپر
این جگر از تیرها شد همچو پشت خارپشت — رحم کردی عشق تو گر عشق را بودی جگر
من رها کردم جگر را هرچ خواهد گو بشو — بر دهانم زن اگر من زین سخن گویم دگر
بنده ساقی عشقم مست آن دردی درد — گوشهای سرمست خفتم فارغم از خیر و شر
گر بیاید غم بگویم آنک غم میخورد رفت — رو به بازار و ربابی از برای من بخر