☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی!؟ چرا ؟ — گوهری باشی و از سنگی فرومانی!؟ چرا ؟

می‌کشد هر کرکسی اجزات را هر جانبی — چون نه مرداری تو بلک بازِ جانانی، چرا ؟

دیده‌ات را چون نظر از دیده‌ی باقی رسید — دیده‌ات شرمین شود از دیده‌ی فانی!؟ چرا ؟

آن که او را کس به نسیه و نقد نستانَد به خاک — این چنین بیشی کند بر نَقْده‌ی کانی!؟ چرا ؟

آن سیه‌جانی که کفر از جانِ تلخش ننگ داشت — زهر ریزد بر تو و تو شهد ایمانی، چرا ؟

تو چنین لرزان او باشی و او سایه توست — آخر او نقشیست جسمانی و تو جانی، چرا ؟

او همه عیب تو گیرد تا بپوشد عیب خود — تو بر او از غیبْ جان ریزی و می‌دانی، چرا ؟

چون در او هستی ببینی گویی آن من نیستم — دعوی او چون نبینی گویی‌اش آنی!؟ چرا ؟

خشمِ یاران فرع باشد اصلشان عشقِ نوست — از برای خشم فرعی اصل را رانی!؟ چرا ؟

شه به حق چون شمس تبریزیست ثانی نیستش — ناحقی را اصل گویی شاه را ثانی!؟ چرا ؟

← Önceki 137 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı