← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۸۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بس جهد میکردم که من آیینهٔ نیکی شوم — تو حکم میکردی که من خمخانهٔ سیکی شوم
خمخانهٔ خاصان شدم، دریای غوّاصان شدم — خورشید بینقصان شدم تا طبّ تشکیکی شوم
نقش ملایک ساختی، بر آب و گل افراختی — دورم بدان انداختی کاکسیر نزدیکی شوم
هاروتیی افروختی، پس جادویش آموختی — زآنم چنین میسوختی تا شمع تاریکی شوم
ترکی همه ترکی کند، تاجیک تاجیکی کند — من ساعتی ترکی شوم، یک لحظه تاجیکی شوم
گه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شوم — گه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم
خون روی را ریختم، با یوسفی آمیختم — در روی او سرخی شوم، در موش باریکی شوم