← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۱۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم — مکن ای شه مکافاتم مکن ای شه مکافاتم
دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهری — اگر در پیش محرابم وگر کنج خراباتم
به بخت این دل پاره مگر رحمت شد آواره — مرا فریاد رس آخر که در دریای آفاتم
چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمد — چه بیبرگم ز هجرانش اگر در باغ و جناتم
مرا رخسار او باید چه سود از ماه و پروینم — چو شام زلف او خواهم چه سود از شام و شاماتم
چو از دستش خورم باده منم آزاد و آزاده — چو پیش او زمین بوسم به بالای سماواتم
سعادتها که من دارم ز شمس الدین تبریزی — سعادتها سجود آرد به پیش این سعاداتم