☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

از پی شمس حق و دین دیده گریان ما — از پی آن آفتابست اشک چون باران ما

کشتی آن نوح کی بینیم هنگام وصال — چونک هستی‌ها نماند از پی طوفان ما

جسم ما پنهان شود در بحر باد اوصاف خویش — رو نماید کشتی آن نوح بس پنهان ما

بحر و هجران رو نهد در وصل و ساحل رو دهد — پس بروید جمله عالم لاله و ریحان ما

هر چه می‌بارید اکنون دیده گریان ما — سر آن پیدا کند صد گلشن خندان ما

شرق و غرب این زمین از گلستان یک سان شود — خار و خس پیدا نباشد در گل یک سان ما

زیر هر گلبن نشسته ماه رویی زهره رخ — چنگ عشرت می‌نوازد از پی خاقان ما

هر زمان شهره بتی بینی که از هر گوشه‌ای — جام می را می‌دهد در دست بادستان ما

دیده نادیده ما بوسه دیده زان بتان — تا ز حیرانی گذشته دیده حیران ما

جان سودا نعره زن‌ها این بتان سیمبر — دل گود احسنت عیش خوب بی‌پایان ما

خاک تبریزست اندر رغبت لطف و صفا — چون صفای کوثر و چون چشمه حیوان ما

← Önceki 148 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı