← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۵۹۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم — یار تنهاماندگان را دم به دم می خواندیم
جمله یاران چون خیال از پیش ما برخاستند — ما خیال یار خود را پیش خود بنشاندیم
ساعتی از جوی مهرش آب بر دل می زدیم — ساعتی زیر درختش میوه می افشاندیم
ساعتی می کرد بر ما شکر و گوهر نثار — ساعتی از شکر او ما مگس می راندیم
چون خیال او درآمد بر درش دربان شدیم — چون خیال او برون شد ما در این درماندیم