☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۵۹۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم — دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم

گر ز داغ هجر او دردی است در دل‌های ما — ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم

چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش — پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم

آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق — میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم

او به آزار دل ما هر چه خواهد آن کند — ما به فرمان دل او هر چه گوید آن کنیم

این کنیم و صد چنین و منتش بر جان ماست — جان و دل خدمت دهیم و خدمت سلطان کنیم

آفتاب رحمتش در خاک ما درتافته‌ست — ذره‌های خاک خود را پیش او رقصان کنیم

ذره‌های تیره را در نور او روشن کنیم — چشم‌های خیره را در روی او تابان کنیم

چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست — در کف موسی عشقش معجز ثعبان کنیم

گر عجب‌های جهان حیران شود در ما رواست — کاین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم

نیمه‌ای گفتیم و باقی نیم کاران بو برند — یا برای روز پنهان نیمه را پنهان کنیم

← Önceki 1598 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı