☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۰۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم — از رشک و غیرت است که در چادری شدیم

روزی که افکنیم ز جان چادر بدن — بینی که رشک و حسرت ماهیم و فرقدیم

رو را بشو و پاک شو از بهر دید ما — ور نی تو دور باش که ما شاهد خودیم

آن شاهدی نه‌ایم که فردا شود عجوز — ما تا ابد جوان و دلارام و خوش قدیم

آن چادر ار خلق شد شاهد کهن نشد — فانی است عمر چادر و ما عمر بی‌حدیم

چادر چو دید از آدم ابلیس کرد رد — آدم نداش کرد تو ردی نه ما ردیم

باقی فرشتگان به سجود اندرآمدند — گفتند در سجود که بر شاهدی زدیم

در زیر چادر است بتی کز صفات او — ما را ز عقل برد و سجود اندرآمدیم

اشکال گنده پیر ز اشکال شاهدان — گر عقل ما نداند در عشق مرتدیم

چه جای شاهد است که شیر خداست او — طفلانه دم زدیم که با طفل ابجدیم

با جوز و با مویز فریبند طفل را — ور نی که ما چه لایق جوزیم و کنجدیم

در خود و در زره چو نهان شد عجوزه‌ای — گوید که رستم صف پیکار امجدیم

از کر و فر او همه دانند کو زن است — ما چون غلط کنیم که در نور احمدیم

مؤمن ممیز است چنین گفت مصطفی — اکنون دهان ببند که بی‌گفت مرشدیم

بشنو ز شمس مفخر تبریز باقیش — زیرا تمام قصه از آن شاه نستدیم

← Önceki 1705 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı