☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما — انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ

ای بحر پرمرجان من والله سبک شد جان من — این جان سرگردان من از گردش این آسیا

ای ساربان با قافله مگذر مرو زین مرحله — اشتر بخوابان هین هله نه از بهر من بهر خدا

نی نی برو مجنون برو خوش در میان خون برو — از چون مگو بی‌چون برو زیرا که جان را نیست جا

گر قالبت در خاک شد جان تو بر افلاک شد — گر خرقه تو چاک شد جان تو را نبود فنا

از سر دل بیرون نه‌ای بنمای رو کایینه‌ای — چون عشق را سرفتنه‌ای پیش تو آید فتنه‌ها

گویی مرا چون می‌روی گستاخ و افزون می‌روی — بنگر که در خون می‌روی آخر نگویی تا کجا

گفتم کز آتش‌های دل بر روی مفرش‌های دل — می غلت در سودای دل تا بحر «یفعل ما یشا»

هر دم رسولی می‌رسد جان را گریبان می‌کشد — بر دل خیالی می‌دود یعنی به اصل خود بیا

دل از جهان رنگ و بو گشته گریزان سو به سو — نعره زنان کان اصل کو جامه دران اندر وفا

← Önceki 18 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı