☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۰۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من — گفتم درآ پرنور کن از شمع رخ اسرار من

ای از بهار روی تو سرسبز گشته عمر من — جان من و جان همه حیران شده در کار من

ای خسرو و سلطان من سلطان سلطانان من — ای آتشی انداخته در جان زیرکسار من

ای در فلک جان ملک در بحر تسبیح سمک — در هر جمال از تو نمک ای دیده و دیدار من

سردفتر هر سروری برهان هر پیغامبری — هم حاکمی هم داوری هم چاره ناچار من

خاکم شده گنجور زر از تابش خورشید تو — وز فر تو پرها دمد از فکرت طیار من

ای در کنار لطف تو من همچو چنگی بانوا — آهسته‌تر زن زخمه‌ها تا نگسلانی تار من

تا نوبهار رحمتت درتافت اندر باغ جان — یا خار در گل یاوه شد یا جمله گل شد خار من

از دولت دیدار تو وز نعمت بسیار تو — صد خوان زرین می نهد هر شب دل خون خوار من

هر شب خیال دلبرم دست آورد خارد سرم — تا برد آخر عاقبت دستار من دستار من

آن کم برآورد از عدم هر لحظه در گفت آردم — تا همچو در کرد از کرم گفتار من گفتار من

← Önceki 1809 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı