☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۳۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مانده شده‌ست گوش من از پی انتظار آن — کز طرفی صدای خوش دررسدی ز ناگهان

خوی شده‌ست گوش را گوش ترانه نوش را — کو شنود سماع خوش هم ز زمین هم آسمان

فرع سماع آسمان هست سماع این زمین — و آنک سماع تن بود فرع سماع عقل و جان

نعره رعد را نگر چه اثر است در شجر — چند شکوفه و ثمر سر زده اندر آن فغان

بانگ رسید در عدم گفت عدم بلی نعم — می نهم آن طرف قدم تازه و سبز و شادمان

مستمع الست شد پای دوان و مست شد — نیست بد او و هست شد لاله و بید و ضیمران

← Önceki 1832 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı