☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۷۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عاشقان را مژده‌ای از سرفراز راستین — مژده مر دل را هزار از دلنواز راستین

مژده مر کان‌های زر را از برای خالصیش — هست نقاد بصیر و هست گاز راستین

مژده مر کسوه بقا را کز پی عمر ابد — هستش از اقبال و دولت‌ها طراز راستین

فرخا زاغی که در زاغی نماند بعد از این — پیش شمس الدین درآید گشت باز راستین

حبذا دستی که او بستم درازی کم کند — دست در فتراک او زد شد دراز راستین

شد دراز آن دست او تا بگذرید او را ختن — تا گرفت از جیب معشوقی طراز راستین

بعد از آن خوب طرازی چون شود همدست او — دو به دو چون مست گشته گفته راز راستین

چشم بگشاید ببیند از ورای وهم و روح — آنک بر ترک طرازی کرد ناز راستین

شاه تبریزی کریمی روح بخشی کاملی — در فرازی در وصال و ملک باز راستین

ملک جانی‌ها نه ملک فانیی جسمانیی — تا شود جان‌ها ز ملکش چشم باز راستین

مرحبا ای شاه جان‌ها مرحبا ای فر و حسن — ملک بخش بندگان و کارساز راستین

← Önceki 1980 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı