☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۵۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مست شدی عاقبت آمدی اندر میان — مست ز خود می‌شوی کیست دگر در جهان

عاقبت امر رَست مرغ فلک از قفس — عاقبت امر جَست تیر مراد از کمان

چند زنیم ای کریم طبل تو زیر گلیم — چند کنیم ای ندیم مستی خود را نهان

بازرسید از الست کار برون شد ز دست — فاش بود فاش مست خاصه ز بوی دهان

دارد طامات ما بوی خرابات ما — هست شرابات ما از کف شاهنشهان

جمله اجزای خاک روح شد و جان پاک — عالم خاکش مخوان مایه اکسیر خوان

تو کمری ما میان یا تو میان ما کمر — گر کمری گر میان بی‌تو مبا گر میان

گاه به دزدی درآ کیسه دل را ببُر — گاه مرا دزد گیر گو که منم پاسبان

گه بربا همچون گرگ بره درویش را — گه سگ بر من گمار های‌کنان چون شبان

چون تو ندیده‌ست کس کس توی ای جان و بس — نادره‌ای در جهان اسب وفا درجهان

گرچه جهان است عشق جان و جهان است عشق — گرچه نهان است یار هست سَرِ سَر نهان

چشم تو با چشمِ من گفت چه مطمع کسی — هم بخوری قند ما هم ببری ارمغان

هر تن و هر جان که هست خاک تو بوده‌ست مست — غافلشان کرده‌ای زان هوس بی‌نشان

باز چو ناگه کنی سلسله‌جنبانیی — شور برآرد به کبر از جهت امتحان

کافر و مؤمن مگو فاسق و محسن مجو — جمله خراب تواند بر همه افسون بخوان

کیست که مست تو نیست عشوه‌پرست تو نیست — مهره دست تو نیست دست کرم برفشان

سختتر از کوه چیست چونک به تو بنگریست — زنده شد از عشق زیست شهره شد اندر زمان

← Önceki 2056 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı