☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۴۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سیر نیم سیر نی از لب خندان تو — ای که هزار آفرین بر لب و دندان تو

هیچ کسی سیر شد ای پسر از جان خویش — جان منی چون یکی است جان من و جان تو

تشنه و مستسقیم مرگ و حیاتم ز آب — دور بگردان که من بنده دوران تو

پیش کشی می‌کنی پیش خودم کش تمام — تا که برآرد سرم سر ز گریبان تو

گرچه دو دستم بخست دست من آن تو است — دست چه کار آیدم بی‌دم و دستان تو

عشق تو گفت ای کیا در حرم ما بیا — تا نکند هیچ دزد قصد حرمدان تو

گفتم ای ذوالقدم حلقه این در شدم — تا که نرنجد ز من خاطر دربان تو

گفت که هم بر دری واقف و هم در بری — خارج و داخل توی هر دو وطن آن تو

خامش و دیگر مخوان بس بود این نزل و خوان — تا به ابد روم و ترک برخورد از خوان تو

← Önceki 2245 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı