☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۶۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی — بی‌دل من بی‌دل من راست شدی هر چه بدی

گر کژ و گر راست شدی ور کم ور کاست شدی — فارغ و آزاد بدی خواجه ز هر نیک و بدی

هیچ فضولی نبدی هیچ ملولی نبدی — دانش و گولی نبدی طبل تحیات زدی

خواجه چه گیری گروم تو نروی من بروم — کهنه نه‌ام خواجه نوم در مدد اندر مددی

آتش و نفتم نخورد ور بخورد بازدهد — چون عددی را بخورد بازدهد بی‌عددی

بر سر خرپشته من بانگ زن ای کشته من — دانک من اندر چمنم صورت من در لحدی

گرچه بود در لحدی خوش بودش با احدی — آنک در آن دام بود کی خوردش دام و ددی

و آنک از او دور بود گرچه که منصور بود — زارتر از مور بود ز آنک ندارد سندی

← Önceki 2462 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı