☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۴۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی — صلا ای کهنه اسلامان به مهمانی به مهمانی

دل ایمان ز تو شادان زهی استاد استادان — تو خود اسلام اسلامی تو خود ایمان ایمانی

بصیرت را بصیرت تو حقیقت را حقیقت تو — تو نور نور اسراری تو روح روح را جانی

اگر امداد لطف تو نباشد در جهان تابان — درافتد سقف این گردون بیارد رو به ویرانی

چو بردابرد جاه تو ورای هر دو کون آمد — زهی سرگشتگی جان‌ها زهی تشکیک و حیرانی

همی‌جویم به دو عالم مثالی تا تو را گویم — نمی‌یابم خداوندا نمی‌گویی که را مانی

ز درمان‌ها بری گشتم نخواهم درد را درمان — بمیرم در وفای تو که تو درمان درمانی

الا ای جان خون ریزم همی‌پر سوی تبریزم — همی‌گو نام شمس الدین اگر جایی تو درمانی

صفاتت ای مه روشن عجایب خاصیت دارد — که او مر ابر گریان را دراندازد به خندانی

ایا دولت چو بگریزی و زین بی‌دل بپرهیزی — ز لطف شاه پابرجا به دست آیی به آسانی

← Önceki 2550 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı