← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۸۴۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بت من ز در درآمد به مبارکی و شادی — به مراد دل رسیدم به جهان بیمرادی
تو بپرس چون درآمد که برون نرفت هرگز — که درآمد و برون شد صفتی بود جمادی
غلطم مگو که چون شد ز چگونگی برون شد — تو چگونهای ولیکن تو ز بیچگونه زادی
چه چگونه بد عدم را چه نشان نهی قدم را — نگر اولین قدم را که تو بس نکو نهادی
همه بیخودی پسندم همه تن چو گل بخندم — به طرب میان ببندم که چنین دری گشادی