← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۵۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری — چون موی از آن شدم من تا تو سرم بخاری
زان دست شستم از خود تا دست من تو گیری — زان چون خیال گشتم تا در دلم گذاری
زان روز و شب دریدم در عاشقی گریبان — تا تو ز مشرق دل چون مه سری برآری
زان اشکبار گشتم چون ابر در بهاران — تا نوبهار حسنت بر من کند بهاری
حمال آن امانت کان را فلکت نپذرفت — گشتم به اعتمادی کز لطف توست یاری
شاها به حق آنک بر لوح سینه هر دم — از بهر بت پرستان نوصورتی نگاری
بنمای صورتی را کان لوح درنگنجد — تا بت پرست و بتگر یابند رستگاری