☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۹۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست — وان حیات باصفای باوفا مست آمدست

گر لباس قهر پوشد چون شرر بشناسمش — کو بدین شیوه بر ما بارها مست آمدست

آب ما را گر بریزد ور سبو را بشکند — ای برادر دم مزن کاین دم سقا مست آمدست

می‌فریبم مست خود را او تبسم می‌کند — کاین سلیم القلب را بین کز کجا مست آمدست

آن کسی را می‌فریبی کز کمینه حرف او — آب و آتش بیخود و خاک و هوا مست آمدست

گفتمش گر من بمیرم تو رسی بر گور من — برجهم از گور خود کان خوش لقا مست آمدست

گفت آن کاین دم پذیرد کی بمیرد جان او — با خدا باقی بود آن کز خدا مست آمدست

عشق بی‌چون بین که جان را چون قدح پر می‌کند — روی ساقی بین که خندان از بقا مست آمدست

یار ما عشق است و هر کس در جهان یاری گزید — کز الست این عشق بی‌ما و شما مست آمدست

← Önceki 391 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı