☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۰۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اندرآ ای مه که بی‌تو ماه را استاره نیست — تا خیالت درنیاید پای کوبان چاره نیست

چون خیالت بر که آید چشمه‌ها گردد روان — خود گرفتم کاین دل ما جز که و جز خاره نیست

آتش از سنگی روان شد آب از سنگی دگر — لعل شد سنگی دگر کز لطف تو آواره نیست

بارها لطف تو را من آزمودم ای لطیف — مرده را تو زنده کردی بارها یک باره نیست

ابر رحمت هر سحر گر می‌ببارد آن ز تست — وین دل گریان من جز کودک گهواره نیست

همچو کوه طور از غم این دلم صدپاره شد — لیک اندر دست من زان پاره‌ها یک پاره نیست

آهن برهان موسی بر دل چون سنگ زد — تا جهد استاره‌ای کز ابر یک استاره نیست

← Önceki 401 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı