☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۵۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت — وآن سو که تیر رفت، حقیقت کمان نرفت

جان چست شد که تا بپرد وین تنِ گران — هم در زمین فرو شد و بر آسمان نرفت

جان میزبانِ تن شد در خانه گِلین — تن خانه دوست بود که با میزبان نرفت

در وحشتی بماند که تن را گمان نبود — جان رفت جانبی که بدان جا گمان نرفت

پایان فراق بین که جهان آمد این جهان — اندر جهان که دید کسی کز جهان نرفت؟

مرگت گلو بگیرد، تو خیره‌سر شوی — گویی رسول نامد وین را بیان نرفت

در هر دهان که آب از آزادیم گشاد — در گورِ هیچ مور وِرا در دهان نرفت

← Önceki 454 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı