☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۲۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد — خیزید ای خوش طالعان وقت طلوع ماه شد

ساقی به سوی جام رو ای پاسبان بر بام رو — ای جان بی‌آرام رو کان یار خلوت خواه شد

اشکی که چشم افروختی صبری که خرمن سوختی — عقلی که راه آموختی در نیم شب گمراه شد

جان‌های باطن روشنان شب را به دل روشن کنان — هندوی شب نعره زنان کان ترک در خرگاه شد

باشد ز بازی‌های خوش بیذق رود فرزین شود — در سایه فرخ رخی بیذق برفت و شاه شد

شب روح‌ها واصل شود مقصودها حاصل شود — چون روز روشن دل شود هر کو ز شب آگاه شد

ای روز چون حشری مگر وی شب شب قدری مگر — یا چون درخت موسیی کو مظهر الله شد

شب ماه خرمن می‌کند ای روز زین بر گاو نه — بنگر که راه کهکشان از سنبله پرکاه شد

در چاه شب غافل مشو در دلو گردون دست زن — یوسف گرفت آن دلو را از چاه سوی جاه شد

در تیره شب چون مصطفی می‌رو طلب می‌کن صفا — کان شه ز معراج شبی بی‌مثل و بی‌اشباه شد

خاموش شد عالم به شب تا چست باشی در طلب — زیرا که بانگ و عربده تشویش خلوتگاه شد

ای شمس تبریزی که تو از پرده شب فارغی — لاشرقی و لاغربیی اکنون سخن کوتاه شد

← Önceki 525 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı