☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۳۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مستی سلامت می‌کند، پنهان پیامت می‌کند — آن کاو دلش را برده‌ای، جان هم غلامت می‌کند

ای نیست کرده هست را، بشنو سلامِ مست را — مستی که هر دو دست را پابندِ دامت می‌کند

ای آسمانِ عاشقان! ای جانِ جانِ عاشقان! — حسنت میانِ عاشقان نک دوستکامت می‌کند

ای چاشنیِّ هر لبی! ای قبلهٔ هر مذهبی! — مه پاسبانی هر شبی بر گِردِ بامت می‌کند

آن کاو ز خاک اَبدان کند، مر دود را کیوان کند — ای خاک تن! وی دود دل! بنگر کدامت می‌کند

یک لحظه‌ات پَر می‌دهد، یک لحظه لنگر می‌دهد — یک لحظه صبحت می‌کند، یک لحظه شامت می‌کند

یک لحظه می‌لرزاندت یک لحظه می‌خنداندت — یک لحظه مستت می‌کند یک لحظه جامت می‌کند

چون مهره‌ای در دستِ او، گه باده و گه مستِ او — این مهره‌ات را بشکند، والله تمامت می‌کند

گه آن بُوَد، گه این بُوَد، پایان تو تمکین بُوَد — لیکن بدین تلوین‌ها مقبول و رامت می‌کند

تو نوح بودی مدّتی، بودت قدم در شدّتی — مانندهٔ کشتی کنون بی‌پا و گامت می‌کند

خامش کن و حیران نشین، حیرانِ حیرت‌آفرین — پخته‌سخن مردی ولی گفتارْ خامت می‌کند

← Önceki 539 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı