☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۴۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود — در پاکبازان ای پسر فیض و خداخویی بود

خود عاقبت اندر ولا نی بخل ماند نی سخا — اندر سخا هم بی‌شکی پنهان عوض جویی بود

هست این سخا چون سیر ره وین بخل منزل کردنت — در کشتی نوح آمدی کی وقف و ره‌پویی بود

حاصل عصای موسوی عشقست در کون ای روی — عین و عرض در پیش او اشکال جادویی بود

یک سو رو از گرداب تن پیش از دم غرقه شدن — زیرا بقا و خرمی زان سوی شش سویی بود

خود را بیفشان چون شجر از برگ خشک و برگ تر — بی رنگ نیک و رنگ بد توحید و یک‌تویی بود

ره رو مگو این چون بود زیرا ز چون بیرون بود — کی شیر را همدم شوی تا در تو آهویی بود

خاموش کاین گفت زبان دارد نشان فرقتی — ور نی چو نان خاید فتی کی وقت نان گویی بود

← Önceki 541 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı