← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۴۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
تا باد سعادت ز محمد خبر افکند — زان مردی و زان حمله شقاوت سپر افکند
از حال گدا نیست عجب گر شود او پست — تیغ غم تو از سر صد شاه سر افکند
روزی پسر ادهم اندر پی آهو — مانند فلک مرکب شبدیز برافکند
دادیش یکی شربت کز لذت و بویش — مستیش به سر برشد و از اسب درافکند
گفتند همه کس به سر کوی تحیر — مسکین پسر ادهم تاج و کمر افکند
از نام تو بود آنک سلیمان به یکی مرغ — در ملکت بلقیس شکوه و ظفر افکند
از یاد تو بود آنک محمد به اشارت — غوغای دو نیمه شدن اندر قمر افکند