☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را — فرومگذار در مجلس چنین اشگرف جامی را

ز خون ما قصاصت را بجو این دم خلاصت را — مهل ساقی خاصت را برای خاص و عامی را

بکش جام جلالی را فدا کن نفس و مالی را — مشو سخره حلالی را مخوان باده حرامی را

غلط کردار نادانی همه نامیست یا نانی — تو را چون پخته شد جانی مگیر ای پخته خامی را

کسی کز نام می‌لافد بهل کز غصه بشکافد — چو آن مرغی که می‌بافد به گرد خویش دامی را

در این دام و در این دانه مجو جز عشق جانانه — مگو از چرخ وز خانه تو دیده گیر بامی را

تو شین و کاف و ری را خود مگو شکر که هست از نی — مگو القاب جان حی یکی نقش و کلامی را

چو بی‌صورت تو جان باشی‌، چه نقصان گر نهان باشی‌؟ — چرا دربند آن باشی که واگویی پیامی را

بیا ای هم‌دل محرم، بگیر این بادهٔ خرم — چنان سرمست شو این دم که نشناسی مقامی را

برو ای راه ره پیما بدان خورشید جان‌افزا — از این مجنون پر‌سودا ببر آنجا سلامی را

بگو ای شمس تبریزی از آن می‌های پاییزی — به خود در ساغرم ریزی نفرمایی غلامی را

← Önceki 66 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı