☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۲۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند — اینک آن رویی که ماه و زهره را حیران کند

اینک آن چوگان سلطانی که در میدان روح — هر یکی گو را به وحدت سالک میدان کند

اینک آن نوحی که لوح معرفت کشتی اوست — هر که در کشتیش ناید غرقه طوفان کند

هر که از وی خرقه پوشد برکشد خرقه فلک — هر که از وی لقمه یابد حکمتش لقمان کند

نیست ترتیب زمستان و بهارت با شهی — بر من این دم را کند دی بر تو تابستان کند

خار و گل پیشش یکی آمد که او از نوک خار — بر یکی کس خار و بر دیگر کسی بستان کند

هر که در آبی گریزد ز امر او آتش شود — هر که در آتش شود از بهر او ریحان کند

من بر این برهان بگویم زانک آن برهان من — گر همه شبهه‌ست او آن شبهه را برهان کند

چه نگری در دیو مردم این نگر کو دم به دم — آدمی را دیو سازد دیو را انسان کند

اینک آن خضری که میر آب حیوان گشته بود — زنده را بخشد بقا و مرده را حیوان کند

گرچه نامش فلسفی خود علت اولی نهد — علت آن فلسفی را از کرم درمان کند

گوهر آیینهٔ کلست با او دم مزن — کو از این دم بشکند چون بشکند تاوان کند

دم مزن با آینه تا با تو او همدم بود — گر تو با او دم زنی او روی خود پنهان کند

کفر و ایمان تو و غیر تو در فرمان اوست — سر مکش از وی که چشمش غارت ایمان کند

هر که نادان ساخت خود را پیش او دانا شود — ور بر او دانش فروشد غیرتش نادان کند

دام نان آمد تو را این دانش تقلید و ظن — صورت عین الیقین را علم القرآن کند

پس ز نومیدی بود کان کور بر درها رود — داروی دیده نجوید جمله ذکر نان کند

این سخن آبیست از دریای بی‌پایان عشق — تا جهان را آب بخشد جسم‌ها را جان کند

هر که چون ماهی نباشد جوید او پایان آب — هر که او ماهی بود کی فکرت پایان کند

گر به فقر و صدق پیش آیی به راه عاشقان — شمس تبریزی تو را هم صحبت مردان کند

← Önceki 729 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı