☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۵۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

وصف آن مخدوم می‌کن گرچه می‌رنجد حسود — کاین حسودی کم نخواهد گشت از چرخ کبود

گرچه خود نیکو نیاید وصف می از هوشیار — چون پی مست از خمار غمزه مستش چه سود

مست آن می گر نه‌ای می دو پی دستار و دل — چونک دستار و دلت را غمزه‌های او ربود

گر دو صد هستیت باشد در وجودش نیست شو — زانک شاید نیست گشتن از برای آن وجود

نیم شب برخاستم دل را ندیدم پیش او — گرد خانه جستم این دل را که او را خود چه بود

چون بجستم خانه خانه یافتم بیچاره را — در یکی کنجی به ناله کی خدا اندر سجود

گوش بنهادم که تا خود التماس وصل کیست — دیدمش کاندر پی زاری زبان را برگشود

کای نهان و آشکارا آشکارا پیش تو — این نهانم آتش است و آشکارم آه و دود

از برای آنک خوبان را نجویی در شکست — صد هزاران جوی‌ها در جوی خوبی درفزود

می‌شمرد از شه نشان‌ها لیک نامش می‌نگفت — در درون ظلمت شب اندر آن گفت و شنود

آنگهان زیر زبان می‌گفت یارم نام او — می‌نگویم گرچه نامش هست خوش بوتر ز عود

زانک در وهم من آید دزدگوشی از بشر — کو در این شب گوش می‌دارد حدیثم ای ودود

سخت می‌آید مرا نام خوشش پیش کسی — کو به عزت نشنود آن نام او را از جحود

ور به عزت بشنود غیرت بسوزد مر مرا — اندر این عاجز شدست او بی‌طریق و بی‌ورود

بانگ کردش هاتفی تو نام آن کس یاد کن — غم مخور از هیچ کس در ذکر نامش ای عنود

زانک نامش هست مفتاح مراد جان تو — زود نام او بگو تا در گشاید زود زود

دل نمی‌یارست نامش گفتن و در بسته ماند — تا سحرگه روز شد خورشید ناگه رو نمود

با هزاران لابه‌هاتف همین تبریز گفت — گشت بی‌هوش و فتاد این دل شکستن تار و پود

چون شدم بی‌هوش آنگه نقش شد بر روی او — نام آن مخدوم شمس الدین در آن دریای جود

← Önceki 757 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı