☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۷۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید — وز آسمان سپیدهٔ کافور بردمید

صوفی‌ِ چرخ خرقه و شال کبود خویش — تا جایگاه ناف به عمدا فرودرید

رومی روز بعد هزیمت چو دست یافت — از تخت‌ِ مُلک زنگی‌ِ شب را فروکشید

زان‌سو که تُرک شادی و هندوی غم رسید — آمد شدی‌ست دایم و راهی‌ست ناپدید

یا رب سپاه شاه حبش تا کجا گریخت — ناگه سپاه قیصر روم از کجا رسید

زین راه نابدید معما کی بو برد — آنکه از شراب عشق ازل خورد یا چشید

حیران شده‌ست شب که کی رویش سیاه کرد — حیران شده‌ست روز که خوبش که آفرید

حیران شده زمین که چو نیمیش شد گیاه — نیمی دگر چرنده شد و زان همی‌چرید

نیمیش شد خورنده و نیمیش خوردنی — نیمی حریص پاکی و نیمی دگر پلید

شب مرد و زنده گشت‌ حیات است بعد مرگ — ای غم بکش مرا که حسینم‌، توی یزید

گوهر مزاد کرد که ‌«این را کی می‌خرد‌؟‌» — کس را بها نبود همو خود ز خود خرید

امروز ساقیا همه مهمان تو شدیم — هر شام قدر شد ز تو هر روز روز عید

درده ز جام باده که یسقون من رحیق — که‌اندیشه را نبرد جز عشرت جدید

رندان تشنه‌دل چو به اسراف می‌خورند — خود را چو گم کنند‌، بیابند آن کلید

پهلوی خُم وحدت بگرفته‌ای مقام — با نوح و لوط و کرخی و شبلی و بایزید

خاموش کن که جان ز فرح بال‌می‌زند — تا آن شراب در سر و رگ‌های جان دوید

← Önceki 879 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı