☪ Anlam Arayışı

← Gülistan

گلستان › باب اول در سیرت پادشاهان › حکایت شمارهٔ ۱۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی از پادشاهانِ پیشین در رعایتِ مملکت سستی کردی و لشکر به سختی داشتی لاجرم دشمنی صعب روی نهاد همه پشت بدادند. — چو دارند گنج از سپاهی دریغ

دریغ آیدش دست بردن به تیغ — یکی را از آنان که غَدْر کردند با من دَمِ دوستی بود، ملامت کردم و گفتم: دون است و بی‌سپاس و سِفله و ناحق‌شناس که به اندک تغیّرِ حال از مخدومِ قدیم برگردد و حقوقِ نعمتِ سال‌ها در نوردد. گفت: ار به کرم معذور داری شاید، که اسبم در این واقعه بی‌جو بود و نمدزین به گرو، و سلطان که به زر بر سپاهی بخیلی کند، با او به جان جوانمردی نتوان کرد.

زر بده مردِ سپاهی را تا سر بنهد — و گرش زر ندهی، سر بنهد در عالم

اِذا شَبِعَ الْکَمِیُّ یَصُولُ بَطشاً — وَ خاوِی الْبَطْنِ یَبْطُشُ بِالفِرارِ

← Önceki 16 / 292 Sonraki →

Anlam Arayışı