☪ Anlam Arayışı

← Gülistan

گلستان › باب اول در سیرت پادشاهان › حکایت شمارهٔ ۳۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هارون‌الرشید را چون مُلکِ دیارِ مصر مسلم شد گفت: به خلافِ آن طاغی که به غرورِ مُلکِ مصر دعویِ خدایی کرد، نبخشم این مملکت را مگر به خسیس‌ترینِ بندگان. — سیاهی داشت نام او خَصِیب در غایتِ جهل. مُلکِ مصر به وی ارزانی داشت و گویند: عقل و درایتِ او تا به جایی بود که طایفه‌ای حُرّاثِ مصر شکایت آوردندش که پنبه کاشته بودیم بارانِ بی‌وقت آمد و تلف شد. گفت: پشم بایستی کاشتن!

اگر دانش به روزی در فزودی — ز نادان تنگ‌روزی‌تر نبودی

به نادانان چنان روزی رساند — که دانا اندر آن عاجز بماند

بخت و دولت به کاردانی نیست — جز به تأییدِ آسمانی نیست

اوفتاده‌ست در جهان بسیار — بی‌تمیز ارجمند و عاقلْ خوار

کیمیاگر به غصّه مُرده و رنج — ابله اندر خرابه یافته گنج

← Önceki 41 / 292 Sonraki →

Anlam Arayışı