☪ Anlam Arayışı

← Gülistan

گلستان › باب سوم در فضیلت قناعت › حکایت شمارهٔ ۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دو امیرزاده در مصر بودند، یکی علم آموخت و دیگری مال اندوخت. عاقبة‌الاَمر آن یکی عَلّامهٔ عصر گشت و این یکی عزیزِ مصر شد. — پس این توانگر به چشمِ حقارت در فقیه نظر کردی و گفتی: من به سلطنت رسیدم و این همچنان در مَسْکَنَت بمانده است.

گفت: ای برادر! شکرِ نعمتِ باری، عَزّ‌َ‌اِسْمُهُ، همچنان افزون‌تر است بر من که میراثِ پیغمبران یافتم یعنی علم و تو را میراثِ فرعون و هامان رسید یعنی مُلکِ مصر. — من آن مورم که در پایم بمالند

نه زنبورم که از دستم بنالند — کجا خود شُکرِ این نعمت گزارم

که زورِ مردم‌آزاری ندارم؟

← Önceki 93 / 292 Sonraki →

Anlam Arayışı