☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد — نقشِ هر نغمه که زد راه به جایی دارد

عالَم از نالهٔ عُشّاق مبادا خالی — که خوش‌آهنگ و فرح‌بخش هوایی دارد

پیر دُردی‌کَش ما گرچه ندارد زر و زور — خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد

محترم دار دلم کاین مگسِ قندپَرست — تا هواخواهِ تو شد فَرِّ هُمایی دارد

از عدالت نَبُوَد دور گَرَش پُرسد حال — پادشاهی که به همسایه گدایی دارد

اشکِ خونین بنمودم به طبیبان گفتند — دردِ عشق است و جگرسوز دوایی دارد

ستم از غمزه میاموز که در مذهبِ عشق — هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

نغز گفت آن بتِ ترسابچهٔ باده‌پرست — شادیِ رویِ کسی خور که صفایی دارد

خسروا حافظ درگاه‌نشین فاتحه خواند — وز زبان تو تمنای دعایی دارد

← Önceki 123 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı