☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد — یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد

یا بختِ من طریقِ مروت فروگذاشت — یا او به شاهراهِ طریقت گذر نکرد

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم — چون سخت بود در دلِ سنگش اثر نکرد

شوخی مکن که مرغِ دلِ بی‌قرارِ من — سودایِ دامِ عاشقی از سر به درنکرد

هر کس که دید رویِ تو بوسید چشمِ من — کاری که کرد دیدهٔ من، بی‌نظر نکرد

من ایستاده تا کُنَمَش جان فدا چو شمع — او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد

← Önceki 140 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı