☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای شاهد قدسی، کِه کَشَد بند نقابت؟ — وی مرغ بهشتی، که دهد دانه و آبت؟

خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز — کآغوشِ که شد منزل آسایش و خوابت؟

درویش نمی‌پرسی و ترسم که نباشد — اندیشهٔ آمرزش و پروای ثوابت

راه دل عشّاق زد آن چشم خماری — پیداست از این شیوه که مست است شرابت

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت — تا باز چه اندیشه کند رأی صوابت

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی — پیداست نگارا که بلند است جَنابت

دور است سر آب از این بادیه، هشدار — تا غول بیابان نفریبد به سرابت

تا در ره پیری به چه آیین رَوی ای دل — باری به غلط صرف شد ایّامِ شبابت

ای قصرِ دل‌افروز که منزلگهِ انسی — یا رب مَکُناد آفتِ ایّام، خرابت

حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد — صلحی کن و بازآ که خرابم ز عِتابت

← Önceki 15 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı