☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن، کیست کز روی کَرَم، با ما وفاداری کند؟ — بر جای بدکاری چو من، یک دم نکوکاری کند؟

اول، بِه بانگِ نای و نی، آرد به دل، پیغام وی — وآن‌گه به یک پیمانه می، با من وفاداری کند

دلبر که جان فرسود از او، کام دلم نگْشود از او — نومید نتْوان بود از او، باشد که دلداری کند

گفتم: «گره نگْشوده‌ام، زان طُرّه تا من بوده‌ام» — گفتا: «مَنَش فرموده‌ام، تا با تو طَرّاری کند»

پشمینه‌پوش تندخو، از عشق نشنیده‌ست بو — با مستی‌اش، رمزی بگو! تا تَرکِ هشیاری کند

چون من گدای بی‌نشان، مشکل بود یاری چُنان — سلطان کجا عیشِ نهان، با رندِ بازاری کند؟

زآن طُرّهٔ پرپیچ و خم، سهل است اگر بینم ستم — از بند و زنجیرش چه غم، هر کس که عیّاری کند؟

شد لشکر غم بی‌عدد، از بخت می‌خواهم مدد — تا فخرِ دین عبدالصّمد، باشد که غم‌خواری کند

با چشم پر نیرنگ او، «حافظ»! مکن آهنگ او! — کآن طُرِّهٔ شبرنگِ او، بسیار طرّاری کند

← Önceki 191 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı