☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار — بِبَر اندوهِ دل و مژدهٔ دل‌دار بیار

نکته‌ای روح‌فَزا از دهنِ دوست بگو — نامه‌ای خوش خبر از عالَمِ اسرار بیار

تا مُعَطَّر کُنَم از لطفِ نسیمِ تو مَشام — شَمِّه‌ای از نَفَحاتِ نفسِ یار بیار

به وفایِ تو که خاکِ رَهِ آن یارِ عزیز — بی‌غباری که پدید آید از اغیار بیار

گَردی از ره‌گذرِ دوست به کوریِّ رقیب — بهرِ آسایش این دیدهٔ خون‌بار بیار

خامی و ساده‌دلی شیوهٔ جانبازان نیست — خبری از بَرِ آن دل‌بر عیّار بیار

شُکرِ آن را که تو در عِشرتی ای مرغِ چمن — به اسیرانِ قفس، مژدهٔ گل‌زار بیار

کامِ جان تلخ شد از صبر که کردم بی‌دوست — عشوه‌ای زان لبِ شیرین شِکربار بیار

روزگاریست که دل چهرهٔ مقصود ندید — ساقیا آن قدحِ آینه‌کردار بیار

دلقِ حافظ به چه ارزد؟ به مِی‌اش رنگین کن — وان گَه‌اش مست و خراب از سَرِ بازار بیار

← Önceki 249 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı