☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست — پیرهن‌چاک و غزل‌خوان و صُراحی در دست

نرگسش عَربده‌جوی و لبش افسوس‌کنان — نیم شب، دوش به بالین من آمد، بنشست

سر فرا گوش من آورد به آوازِ حزین — گفت: ای عاشقِ دیرینهٔ من، خوابت هست؟

عاشقی را که چنین بادهٔ شبگیر دهند — کافر عشق بُوَد گر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر — که ندادند جز این تُحفه به ما روزِ الست

آن چه او ریخت به پیمانهٔ ما نوشیدیم — اگر از خَمرِ بهشت است وگر بادهٔ مست

خندهٔ جامِ می و زلفِ گره‌گیرِ نگار — ای بسا توبه که چون توبهٔ حافظ بشکست

← Önceki 26 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı