☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

طالع اگر مدد دهد، دامنَش آوَرَم به کف — گر بکِشم زهی طرب، ور بکُشد زهی شرف

طرْفِ کرَم ز کَس نبست، این دلِ پُر امیدِ من — گر چه سخن همی بَرَد، قصهٔ من به هر طرف

از خَمِ ابرویِ توام، هیچ گشایشی نشد — وَه که در این خیالِ کَج، عمرِ عزیز شد تلف

ابرویِ دوست کِی شود، دست‌کشِ خیالِ من؟ — کس نزده‌ست از این کمان، تیرِ مراد بر هدف

چند به ناز پرورم، مِهرِ بُتانِ سنگ‌دل — یادِ پدر نمی‌کنند، این پسرانِ ناخلف

من به خیالِ زاهدی، گوشه‌نشین و طُرفه آنک — مُغْبَچه‌ای ز هر طرف، می‌زندم به چنگ و دف

بی‌خبرند زاهدان، نقش بخوان و لاتَقُل — مستِ ریاسْت محتسب، باده بده و لاتَخَف

صوفی شهر بین که چون لقمهٔ شُبهه می‌خورد — پاردُمَش دراز باد، آن حَیَوانِ خوش علف

حافظ اگر قدم زنی، در رَهِ خاندان به صِدق — بدرقهٔ رهت شود، همتِ شَحنِهٔ نجف

← Önceki 296 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı