☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۲۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هر چند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم — هر گَه که یادِ رویِ تو کردم جوان شدم

شکرِ خدا که هر چه طلب کردم از خدا — بر مُنتهایِ همتِ خود کامران شدم

ای گُلبُن جوان! بَرِ دولت بخور که من — در سایهٔ تو بلبلِ باغِ جهان شدم

اول ز تحت و فوقِ وجودم خبر نبود — در مکتبِ غمِ تو، چُنین نکته‌دان شدم

قسمت حوالتم به خرابات می‌کند — هر چند کاینچنین شدم و آنچنان شدم

آن روز بر دلم درِ معنی گشوده شد — کز ساکنانِ درگهِ پیرِ مغان شدم

در شاه‌راهِ دولتِ سرمد به تختِ بخت — با جامِ مِی به کامِ دلِ دوستان شدم

از آن زمان که فتنهٔ چشمت به من رسید — ایمن ز شرِّ فتنهٔ آخرزمان شدم

من پیرِ سال و ماه نیَم، یار بی‌وفاست — بر من چو عمر می‌گذرد پیر از آن شدم

دوشم نوید داد عنایت که حافظا — بازآ که من به عفوِ گناهت ضمان شدم

← Önceki 321 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı