☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۴۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عمریست تا من در طلب، هر روز گامی می‌زنم — دستِ شفاعت هر زمان در نیک نامی می‌زنم

بی ماهِ مِهرافروزِ خود، تا بُگذَرانَم روزِ خود — دامی به راهی می‌نهم، مرغی به دامی می‌زنم

اورنگ کو؟ گُلچهر کو؟ نقشِ وفا و مِهر کو؟ — حالی من اندر عاشقی، داوِ تمامی می‌زنم

تا بو که یابم آگهی از سایهٔ سَروِ سَهی — گلبانگِ عشق از هر طرف، بر خوش خرامی می‌زنم

هرچند کـ‌آن آرامِ دل، دانم نبخشد کامِ دل — نقشِ خیالی می‌کشم، فالِ دوامی می‌زنم

دانم سر آرد غُصِّه را، رنگین برآرد قِصِّه را — این آهِ خون افشان که من، هر صبح و شامی می‌زنم

با آن که از وی غایبم، وز مِی چو حافظ تایبم — در مجلسِ روحانیان، گَه گاه جامی می‌زنم

← Önceki 344 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı