☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۵۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

غمِ زمانه که هیچش کَران نمی‌بینم — دَواش جز مِیِ چون ارغوان نمی‌بینم

به تَرک خدمتِ پیرِ مُغان نخواهم گفت — چرا که مصلحتِ خود در آن نمی‌بینم

ز آفتابِ قَدَح ارتفاعِ عیش بگیر — چرا که طالعِ وقت آن چُنان نمی‌بینم

نشانِ اهل خدا عاشقیست، با خود دار — که در مشایخِ شهر این نشان نمی‌بینم

بدین دو دیدهٔ حیران من هزار افسوس — که با دو آینه رویش عیان نمی‌بینم

قدِ تو تا بِشُد از جویبارِ دیدهٔ من — به جایِ سرو جز آبِ روان نمی‌بینم

در این خُمار کَسَم جرعه‌ای نمی‌بخشد — ببین که اهل دلی در میان نمی‌بینم

نشانِ مویِ میانش که دل در او بستم — ز من مَپرس که خود در میان نمی‌بینم

من و سفینهٔ حافظ که جز در این دریا — بضاعت سخن دُرفشان نمی‌بینم

← Önceki 358 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı