☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۷۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم — شطح و طامات به بازار خرافات بریم

سوی رندان قلندر به ره آورد سفر — دلق بسطامی و سجاده طامات بریم

تا همه خلوتیان جام صبوحی گیرند — چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم

با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم — همچو موسی ارنی گوی به میقات بریم

کوس ناموس تو بر کنگره عرش زنیم — علم عشق تو بر بام سماوات بریم

خاک کوی تو به صحرای قیامت فردا — همه بر فرق سر از بهر مباهات بریم

ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد — از گلستانش به زندان مکافات بریم

شرممان باد ز پشمینه آلوده خویش — گر بدین فضل و هنر نام کرامات بریم

قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند — بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم

فتنه می‌بارد از این سقف مقرنس برخیز — تا به میخانه پناه از همه آفات بریم

در بیابان فنا گم شدن آخر تا کی — ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم

حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز — حاجت آن به که بر قاضی حاجات بریم

← Önceki 373 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı