☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۱۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خط عذار یار که بگرفت ماه از او — خوش حلقه‌ای‌ست لیک به دَر نیست راه از او

ابروی دوست گوشهٔ محراب دولت است — آن جا بمال چهره و حاجت بخواه از او

ای جرعه‌نوش مجلس جم! سینه پاک دار — کآیینه‌ای‌ست جام جهان‌بین که آه از او

کردار اهل صومعه‌ام کرد مِی‌پرست — این دود بین که نامهٔ من شد سیاه از او

سلطان غم هر آن چه تواند بگو بکن — من بُرده‌ام به باده‌فروشان پناه از او

ساقی چراغ می به ره آفتاب دار — گو بر فروز مشعلهٔ صبحگاه از او

آبی به روزنامهٔ اعمال ما فشان — باشد توان سترد حروف گناه از او

حافظ که ساز مطرب عشاق ساز کرد — خالی مباد عرصهٔ این بزمگاه از او

آیا در این خیال که دارد گدای شهر — روزی بود که یاد کند پادشاه از او؟

← Önceki 413 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı