☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۵۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هزار جهد بکردم که یار من باشی — مرادبخش دل بی‌قرار من باشی

چراغِ دیدهٔ شب‌زنده‌دار من گردی — انیسِ خاطر امّیدوار من باشی

چو خسروانِ ملاحت، به بندگان نازند — تو در میانه، خداوندگار من باشی

از آن عقیق که خونین‌دلم ز عشوهٔ او — اگر کنم گله‌ای غم‌گسار من باشی

در آن چمن که بتان، دست عاشقان گیرند — گرت ز دست برآید، نگار من باشی

شبی به کلبهٔ احزانِ عاشقان آیی — دمی انیسِ دلِ سوگوارِ من باشی

شود غزالهٔ خورشید، صید لاغر من — گر آهویی چو تو یک دم، شکار من باشی

سه بوسه کز دو لبت، کرده‌ای وظیفهٔ من — اگر ادا نکنی، قرض‌دار من باشی

من این مراد ببینم به خود که نیم‌شبی — به جای اشک روان، در کنار من باشی

من ار چه حافظ شهرم، جویی نمی‌ارزم — مگر تو از کرم خویش، یار من باشی

← Önceki 457 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı