☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۷۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانی — گذر به کوی فلان کن، در آن زمان که تو دانی

تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت — به مردمی نه به‌فرمان چنان بران که تو دانی

بگو که جان عزیزم ز دست رفت، خدا را — ز لعل روح‌فزایش ببخش آن که تو دانی

من این حروف نوشتم، چنان که غیر ندانست — تو هم ز روی کرامت، چنان بخوان که تو دانی

خیال تیغ تو با ما، حدیث تشنه و آب است — اسیر خویش گرفتی، بکُش چنان که تو دانی

امید در کمرِ زَرکِشَت چگونه ببندم؟ — دقیقه‌ای است نگارا در آن میان که تو دانی

یکی است تُرکی و تازی، در این معامله حافظ — حدیث عشق بیان کن، بدان زبان که تو دانی

← Önceki 476 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı