☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۸۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی — ور نه هر فتنه که بینی همه از خود بینی

به خدایی که تویی بندهٔ بگزیدهٔ او — که بر این چاکر دیرینه کسی نگزینی

گر امانت به سلامت ببرم باکی نیست — بی‌دلی سهل بود گر نَبُوَد بی‌دینی

ادب و شرم تو را خسرو مه‌رویان کرد — آفرین بر تو که شایستهٔ صد چندینی

عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار — ظاهراً مصلحت وقت در آن می‌بینی

صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟ — عاشقان را نبود چاره به جز مسکینی

باد صبحی به هوایت ز گلستان برخاست — که تو خوش‌تر ز گل و تازه‌تر از نسرینی

شیشه‌بازیِ سِرشکم نگری از چپ و راست — گر بر این منظر بینش نفسی بنشینی

سخنی بی‌غرض از بندهٔ مخلص بشنو — ای که منظور بزرگان حقیقت بینی

نازنینی چو تو پاکیزه‌دل و پاک‌نهاد — بهتر آن است که با مردمِ بد ننشینی

سیل این اشک روان صبر و دل حافظ برد — بَلَغَ الطّاقَةَ یا مُقلَةَ عَینی بِیني

تو بدین نازکی و سرکشی ای شمع چگل — لایق بندگی خواجه جلال‌الدینی

← Önceki 484 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı