☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست — دل سرگشتهٔ ما غیرِ تو را ذاکر نیست

اشکم احرامِ طوافِ حَرَمَت می‌بندد — گرچه از خونِ دلِ ریش دمی طاهر نیست

بستهٔ دام و قفس باد چو مرغ وحشی — طایر سِدره اگر در طلبت طایر نیست

عاشقِ مفلس اگر قلبِ دلش کرد نثار — مَکُنَش عیب که بر نقدِ روان قادر نیست

عاقبت دست بدان سروِ بلندش برسد — هر که را در طلبت همتِ او قاصر نیست

از روان بخشی عیسی نزنم دَم هرگز — زان که در روح فَزایی چو لبت ماهر نیست

من که در آتشِ سودای تو آهی نزنم — کِی توان گفت که بر داغ، دلم صابر نیست

روز اول که سرِ زلفِ تو دیدم گفتم — که پریشانیِ این سلسله را آخر نیست

سر پیوند تو تنها نه دلِ حافظ راست — کیست آن کِش سَرِ پیوند تو در خاطر نیست

← Önceki 70 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı